نویسنده:

اگر زود می دانستم!


                                    

معرفی کتاب

نگارنده در کتاب حاضر، راه و رسم زندگی کردن را در قالب داستان به دو زبان فارسی ـ انگلیسی در دو بخش تحت عنوان «اگر زود می‌دانستم» و «کاش وقتی....» به رشتة تحریر درآورده است. در ذیل خلاصه‌ای از داستان اگر زود می‌دانستم آورده شده است: مادر پسربچه‌ای فقط یک چشم دارد، به همین دلیل پسرک از مادرش متنفر است؛ چرا که از طرف بچه‌ها مورد استهزا قرار می‌گیرد. مادر از بدخلقی‌های پسر ناراحت است؛ اما به فرزندش چیزی نمی‌گوید. پس از مدتی پسر برای ادامة تحصیل به سئول می‌رود و در آنجا ازدواج می‌کند و زندگی خوبی دارد و یادی از مادر نمی‌کند. تا این که یک روز پسر به خانة کودکی‌هایش می‌رود و درمی‌یابد مادرش از دنیا رفته؛ در حالی که نامه‌ای در دست دارد. پسر با خواندن نامه متوجه می‌شود که مادرش به خاطر او یک چشمش را از دست داده است. پسر اینک از رفتار زشت خود با مادر پشیمان است، اما کاری نمی‌تواند انجام دهد؛ چرا که دیر رسیده است.

هنوز نظری وجود ندارد

پیام فرستادن

                            

معرفی کتاب

نگارنده در کتاب حاضر، راه و رسم زندگی کردن را در قالب داستان به دو زبان فارسی ـ انگلیسی در دو بخش تحت عنوان «اگر زود می‌دانستم» و «کاش وقتی....» به رشتة تحریر درآورده است. در ذیل خلاصه‌ای از داستان اگر زود می‌دانستم آورده شده است: مادر پسربچه‌ای فقط یک چشم دارد، به همین دلیل پسرک از مادرش متنفر است؛ چرا که از طرف بچه‌ها مورد استهزا قرار می‌گیرد. مادر از بدخلقی‌های پسر ناراحت است؛ اما به فرزندش چیزی نمی‌گوید. پس از مدتی پسر برای ادامة تحصیل به سئول می‌رود و در آنجا ازدواج می‌کند و زندگی خوبی دارد و یادی از مادر نمی‌کند. تا این که یک روز پسر به خانة کودکی‌هایش می‌رود و درمی‌یابد مادرش از دنیا رفته؛ در حالی که نامه‌ای در دست دارد. پسر با خواندن نامه متوجه می‌شود که مادرش به خاطر او یک چشمش را از دست داده است. پسر اینک از رفتار زشت خود با مادر پشیمان است، اما کاری نمی‌تواند انجام دهد؛ چرا که دیر رسیده است.

هنوز نظری وجود ندارد

پیام فرستادن
مشخصات
فیلترها